أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
214
تجارب الأمم ( فارسى )
را نتوانند برد . از همين رو ، وى را « تنگ بر » [ 1 ] خواندهاند . حنظله در هامون ذو قار خرگاهى برافراشت و سوگند خورد كه نگريزد مگر آن گاه كه هم خرگاه از جاى بگريزد . رفتگان ، برخى برفتند و بيشترشان بازگشتند . براى پانزده روز آب فراهم كردند و آن گاه ، سپاه ايران سر رسيد و در چم ذو قار با ايشان نبرد كردند چنان كه ايرانيان از تشنگى بىتاب شدند و نايستادند تا بر آنان تنگ گيرند و به جبابات [ 2 ] گريختند . بكريان و عجليان كه پيشاپيش بكريان بودند ، در پى سپاه ايران برفتند . پس عجليان پيش تاختند و در آن روز سخت جنگيدند . سپاه ايران آنان را چنان در ميان گرفتند كه مردم گفتند : عجليان نابود شدهاند . آن گاه بكريان تاخت آوردند و عجليان را ديدند كه پايدارى كنند و زنى از ايشان ، مردان را به جنگ بر مىانگيزد و چامهاى بدين آرش مىخواند : اگر پيروز شوند ، پوستهء سرنرهها در ما بسپوزند ، هان ، بكوشيد ، اى فرزندان عجل كه جان برخى شما باد . و نيز مىخواند : اگر شكستشان دهيد ، در آغوشتان گيريم ، و بسترها بگستريم ، و اگر بگريزيد ، از شما جدا شويم ، جدا شدنى كه نه از سر مهر باشد . در جبابات يك روز با آنان نبرد كردند . ايرانيان سخت تشنه و بى آب شدند و به هامون ذو قار گراييدند . چون برفتند اياديان كه همرزم اياس بودند و با بكريان مىجنگيدند ،
--> [ ( 1 ) ] تنگ بر : در برابر « مقطّع الوضن » در متن . « مقطّع البطن » نيز گفتهاند ( طبرى 2 : 1031 ) كه هر دو به يك معنى است . زيرا وضين و بطان كه جمع آنها وضن و بطن است به معنى بند يا تنگ پالان و كجاوه شتر باشد . [ ( 2 ) ] جبابات : جايى در نزديكى ذو قار ( مراصد الاطلاع ) .